


























وارونه
گفت: «گری سیك» مشاور امنیتی رئیس جمهور اسبق آمریكا طی مصاحبه ای در
دانشگاه مریلند از كروبی تقدیر فراوانی كرده است.
گفتم:مگر «گری سیك» از او
تقدیر كند! حالا چه چیزی در كروبی دیده كه او را پسندیده؟!
گفت: گری سیك گفته
است مهدی كروبی در مقابله با جمهوری اسلامی ایران از بقیه جلوتر است و شایستگی
رهبری اپوزیسیون را دارد و صددرصد مورد تأیید ماست.
گفتم: بابا ای ول! این آقای
كروبی پله های ترقی را با چه سرعتی طی كرده! اینجا زیر یك درصد رأی آورده و آمریكا
او را صددرصد تأیید كرده!
گفت: چه عرض كنم؟!
گفتم:آدم بی سوادی برای این كه
خودش را باسواد جا بزند، یك روزنامه دستش گرفته و وانمود می كرد كه مشغول خواندن
روزنامه است. بی سواد دیگری از او پرسید؛ چه خبر؟ روزنامه ها چی نوشته اند؟ و یارو
كه روزنامه را وارونه به دست گرفته بود، گفت؛ زلزله اومده، یك كامیون چپ شده،
تیرهای چراغ برق از بالا به پائین آویزان شده اند، چند نفر هم پاهایشان را به سقف
اتاق گذاشته و دارند با كله هایشان كف اتاق راه می روند!!
طرح وحدت ملی
این چند وقت که نبودم،
از خدا پنهان نیست، از شما چه پنهان داشتم روی طرح وحدت ملی کار میکردم. اخیرا
کارم به نتیجه رسیده و گروههای سیاسی میتوانند با استفاده از بسته پیشنهادی
اینجانب، وحدت ملی را در میدان عمل تحقق بخشند. بدیهی است از نظرات منتقدان،
کارشناسان و اهل فن در نقد این بسته پیشنهادی پیشاپیش استقبال کرده و اینطور نیست
که طرح خود را بینیاز از تیغ اصلاح بدانم و بشدت بر این باور هستم که رسیدن به یک
بسته پیشنهادی مطلوب میسور نمیشود الا با مشورت، هماندیشی و نظرپرسی از نخبگان،
دانشگاهیان، اساتید، معلمان، دانشآموزان، دانشپژوهان، دانشمندان، مخترعین،
مکتشفین و....
پرواضح است که اگر انتقاد دلسوزان از طرح حقیر به مثابه تخریب
باشد، واکنش اینجانب به نقد مذکور بسیار تند و پشیمانکننده خواهد بود اما دستهایی
را که به جای تخریب بسته پیشنهادی، انتقاد دلسوزانه را سرلوحه کار قرار میدهند،
چنان میفشارم که نگو.
محورهای رسیدن به وحدت ملی
1- نامگذاری یک خیابان
به نام وحدت ملی
2- نامیدن 10 روز از سال به عنوان دهه وحدت ملی
3- برگزاری
مسابقات چهارجانبه، جام وحدت ملی در ورزشگاه یکصد هزار نفری آزادی
4- ایجاد
وزارتخانهای جدید با نام وزارت وحدت ملی
5- تاسیس معاونتی تازه با عنوان معاون
رئیسجمهور و رئیس سازمان فراری دادن سران اغتشاش از محاکمه
6- گنجاندن یک واحد
وحدت ملی در دروس دانشگاهی
7- تاسیس کمیسیونی در مجلس شورای اسلامی با نام
کمیسیون وحدت ملی به ریاست ابوموسی اشعری.
مقدمات رسیدن به وحدت ملی
1- ایجاد
کمیته ملی رسیدن به وحدت ملی
2- ایجاد کمیته صیانت از آرای اعضای کمیته ملی وحدت
ملی
3- درخواست از دیدهبان حقوق بشر برای نظارت بر انتخابات صنفی اعضای کمیته
صیانت از آرای اعضای کمیته ملی وحدت ملی
4- درخواست از محمد البرادعی برای نظارت
و جلوگیری از انحراف اعضای دیدهبان حقوق بشر برای نظارت بر انتخابات صنفی اعضای
کمیته صیانت از آرای اعضای کمیته وحدت ملی
پیشنیازها
1- به جورج سوروس،
دارویی خورانده شود و وی متعاقب آن اعلام کند که هرگز با خاتمی دیدار نداشته و اگر
او را هم دیده، این دیدار کاملا تصادفی بوده و به هیچکس هم مربوط نیست.
2-
نظر به اینکه یکی از اضلاع طرح وحدت ملی، قطعا مهدی هاشمی است از وی خواسته شود که
به ایران برگردد و در فرودگاه به نحو شایسته از وی استقبال شود و از زحماتش بابت
سرکشی از قانون... یعنی ببخشید؛ سرکشی از شعبات دانشگاه آزاد در انگلیس و لبنان
تجلیل به عمل آمده و به مهدی هاشمی گفته شود که برخلاف نظر متهمین در دادگاه، کلا
او آدم بسیار خوبی است، در انتخابات طرفدار هیچكس نبوده، برای هیچ كس خرج نكرده
بلکه طرفدار منچستر یونایتد بود. در راستای همین طرح باید از این پس خیابان شهید
حسن آیت به خیابان مسعود رجوی تغییر نام داده و جهت ترمیم عواطف زخم برداشته شده
گروهك ریگی، تسهیلاتی در جهت توسعه همه جانبه فعالیتهای این گروهك خدوم در سایر
شهرها ازجمله تهران داده شود.
3- به اعضای دادگاه ویژه روحانیت تذکر داده
شود که در راستای طرح وحدت ملی، به جای محاکمه آقای کروبی (حفظهالله) به محاکمه
روحالله حسینیان بپردازند.
4- از قوه قضائیه خواسته شود با محاکمه پورحسین،
مجری مناظره احمدینژاد و موسوی و رسیدگی به اتهامات وی که مثلا چرا به میرحسین وقت
بیشتری نداد، گامی در جهت تحقق وحدت ملی بردارند.
5- ساختن مجسمهای از
خاتمی و نصب آن بر فراز میدان آزادی به معنای آزادی نامبرده از 7 دولت.
6-
خوراندن یک قرص به سعید حجاریان که متاثر از مصرف کردن آن، مغز اصلاحات دوباره به
مواضع قبلی برگردد.
7- تاکید بر ادامه بازداشت ابطحی و عطریانفر در صورت
پافشاری بر مواضع فعلی.
این همه آتش خدایا شعله اش از گور کیست؟
این همه آتش خدایا شعله اش از گور کیست؟
شهوت این بی نمازان، نشئه ی
انگور کیست؟
پرده دانان طریقت در صبوری سوختند
این صدای ناموافق زخمه ی
تنبور کیست؟
شیخ بازیگوش ما از بس مرید خویش بود
عطسه ای فرمود و گفت این
جمله ی مشهور کیست!
پنج استاد حقیقت حرف شان با ما یکی ست
راستی در پشت
این دستورها دستور کیست؟
آب نوشان ادّعای خضر بودن می کنند
رنگ پیراهان
اینان وصله ی ناجور کیست؟
دست این پاسور بازان هر که دل را داد
باخت
دوستان چشم شما در انتظار سور کیست؟
دین و دل دادند یارانم در این
شرب الیهود
شیخ ما در باده گم شد ، مست ما مستور کیست؟
این که خضرش
خوانده اید، اسکندر مقدونی است
این که دریایش لقب دادید چشم شور
کیست؟
این که بر آن گوش خود بستید، صور محشر است
این که شیطان می دمد
دائم در آن شیپور کیست؟
آن که می زد روز و شب پیوسته لاف اختیار
این زمان
ترس از که دارد؟ این زمان مجبور کیست؟
بعد طوفان جز کفی در کیسه ی امواج
نیست
شاه ماهی های این دریا ببین در تور کیست!
|
از نامههای علنی به رهبری بوی تحمیل استشمام میشود یک مدرس دانشگاه با بیان اینکه هیچکس مثل مقام معظم رهبری شنونده حرف حق دیگران نیست، گفت: از نامههای علنی به رهبر معظم انقلاب بوی تحمیل استشمام میشود. |
![]() |
|
فرارو رهبر انقلاب برای نماز جمعه چقدر مطالعه میکنند؟ من
براى رفتن به نماز جمعه، شاید به طور متوسط سه ساعت مطالعه مىکنم و همیشه
هم ناراضیم؛ به خاطر اینکه واقعاً سه ساعت وقت کمى است...
|
|
اینجا ما با عدهای طرفیم که سر مزار ندا میخواهند فاتحه انقلاب را بخوانند. گذشت دوره وصیتنامه نوشتن. الان بازار بیانیه دادن و نامه فرستادن داغ است. و سران فتنه، عجبا که برادریشان را به ضدانقلاب ثابت کردهاند اما ارثشان را از انقلاب، از خون تو میخواهند. تو ساده بودی که میگفتی ما همیشه به انقلاب بدهکاریم. این صف را که میبینی، استثنائا با فتوشاپ درست نشده و صف طلبکاران از انقلاب است. به مهندس هم که ریاستجمهوری را بدهی، شیخ را به چه راضی کنی؟...
از نبرد رویارو جیم زدهاند و به گزینه جیم SMS میدهند!! از مردان با حجاب بیش از این توقعی نیست. اعتراض را به وادی ابتذال کشاندهاند. کم مانده بگویند هر کس در مستراح، 3 بار آه و 2 بار سیفون را بکشد، این طرفدار جنبش سبز است. ما به این بچهبازیها فقط میخندیم! وقت ما به «ساعت گرینویچ» تنظیم نشده، مقدس است. این چند ساعتی که تا «ظهور» مانده، حیف که به بطالت بگذرد. «زمین ابتذال» جای مبارزه ما نیست. ما بزرگتر از آنیم که شما را دشمن خود بدانیم. دشمن من در «تلآویو» است و میخواهد عرصه را بر «سید خراسانی» تنگ کند تا جلوی ظهور را بگیرد. دشمن من مسلح به کلاهک هستهای است نه مجهز به .SMS من کارهای مهمتری دارم، حتی مهمتر از دعوا با پسر همت. بصیرت من به من اجازه نمیدهد به گزینه الف SMS بدهم. رای من به گزینه ظهوراست. من اهل صدم نه نود. فردوسیپور به درد گزارش بازی منچستر با چلسی میخورد و اینکه آیا دختر خاله همسایه دیوار به دیوار فرگوسن، از سگش راضی شده یا نه. من در اوقات فراغتم گزارش محرمانه موساد را میخوانم که «لیبرمن» سوتی داد و یک جاهایش را لو داد. صهیونیسم میخواهد «مهدی» را برباید اما موسای ما به نیل افتاده و از دستان پست در امان است و هتاکین میخواهند از دریای آن 13 میلیون، ماهی اغتشاش بگیرند و با فتوشاپ، خود را دشمن ما جا بزنند. دشمن من در اتاق بیضی نشسته است، نه کسانی که در چتروم با دختران فراری، بازی میکنند. ره به جایی نخواهند برد گمرهان. من حریف خود را میشناسم...
در این روزگار آزگار، این ما هستیم و جنگ روزگار. روزگاری که سردار! با ما سر ناسازگاری دارد. من نه با پسر تو دعوا دارم نه با دختر باکری. من عاشق مادرانی هستم که چون تویی را در دامن خود پرورش دادند. من عاشق تو هستم که در وصیتنامهات به جای تقسیم ارث، دفاع از ولایت فقیه را برایمان ترسیم کردی. سردار! من عمار نیستم اما طلحه و زبیر برایم کامنتهای تهدیدآمیز گذاشتهاند و من در نبود تو و باکری، در خط مقدم اینترنت تنها ماندهام. گلولههای گوگل به جان قلم من افتادهاند و هکرهای خداجو میخواهند آرمان مرا هک کنند. وصیتنامهات را بفرست سردار!...
به قلم محمد - به روایت مصطفی
شعر مرتضی امیری اسفندقه در اعتراض به به عملکرد خاتمی و اصلاح طلبان
برسانید به او: شعر مرا پس بدهد
مرتضی امیری اسفندقه شاعر کشورمان که سال 76 شعری به خاتمی رئیس
جمهوروقت تقدیم کرده بود با اتفاقات بعد از انتخابات خرداد 88 با سرودن قطعه ای،
شعرخود را پس گرفت.
امیری اسفندقه در مقدمه این قطعه آورده است:
جواب
غزلی که خرداد 76 برای خاتمی سروده بودم ، گفت:
تا بدانستمی زدشمن
دوست
زندگانی دوبار بایستی
این قطعه "شعر قطعه واره 7 " این شاعر است که
اینگونه آغاز می شود:
خاتمی را به فصاحت غزلی گفتم ناب
که نشانش همه جا و به
همه کس بدهد
قیدکردم :نه توشاهی و نه ما شاعر مدح
تا مبادا صله ام جامه اطلس
بدهد
کرده بودم به غزل یک دو کَرَت بیدارش
نکند تکیه به او هرکس و ناکس
بدهد
**
دیده بانِ شرف و شوکت ایران باشد
خبراز فتنه ی این سقفِ مُقرنس
بدهد
دشمنان را به حوادث ،چه صعود و چه نزول
نه مقدس بدهد فیض و نه اقدس
بدهد
نقش ایمان و وطن در نظرش باشد پاک
سرو جان برسرِ این نقش مقدس
بدهد
**
نه که بیگانه شو با وطن و حرمت دین
تای تقوا بگذارد به زنان دس
بدهد
دست دادن به غزالان نه گناهی ست بزرگ
دست ترسم بدهد پا و به کرکس
بدهد
نوجوانان وطن را به خیابان بکشد
هدیشان مخمصه در مخمصه محبس
بدهد
**
طبع من از غزل گفته پشیمان شده است
برسانید به او: شعر مرا پس
بدهد
مرتضی امیری اسفندقه
